سلام بر شهر و هم همشهری من
سلام بر این، جوان همشهری من
سلام بر تک تک اوراق و دفتر
سلام بر دوستدارانت سراسر
از آن روزی که دیدم روی ماهت
و آن سر فصل زیبای نگاهت
همه طنز و همه شوق و همه شور
الهی ،سانسور از تو شود دور
مرامت دوست می دارم به تفسیر
اگه چه دیدنت شد یک کمی دیر
بسان پیچکی دورت بگردم
شدم مشتاق از این چرخش !نگردم !؟
مجله ، روزنامه ،هر چه هستی
چرا تو اینچنین غمگین نشستی !؟
چرا روی تو گشته اینچنین زرد !؟
گمان از جنس کاغذ باشد و درد
کمی تبلیغ در آنجا کن مهیا
تو تغییری بده کاغذ از این راه
در این دنیای پر تزویر و نیرنگ
تو با دیگر مجلات می کنی جنگ !؟
همه پول و زر و پارتی و هم زور
ولی تو از تمام این همه، دور
دعایت می کنم پاینده باشی
به انصاف و به عدل زیبنده باشی
ثنای کس نگویی جز حقیقت
به لطف حق همیشه زنده باشی
                                                                       میفروش