حيات دوباره
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٢  

با سلامی دوباره

اومدم  - نمی دونم خوش اومدم یا نه !؟

این سوالیه که شما گرامی دوستان باید جواب بدید

آره دوباره اومدم ، درسته نتونستم نیام

یعنی وابستگی من به دوستانم و کلبه ام باعث حیات دوباره ام شد

شاید بعضی ها بگن کم آوردم !

خب راست میگن ، من همیشه توی مواردی اینچنین ، کم میارم

اینکه دوستان عزیزمو ترک کنم ، اینکه به خواسته دیگران بی توجه باشم

اینکه جواب محبت دیگران رو ندم، خیلی ضعیفم به قول دوست سربازمون:

دل من از کله مورچه هم کوچیکتره...

به هر جهت تصمیم گرفتم برگردم و فعلا از مردن صرف نظرکنم ، تا بعد.

از همه عزیزانی که فوت موقت منو به خانواده ام تسلیت گفتند و منو 

دوباره به حیاط  ( حیات ) برگردوندند سپاسگذارم .

                                                                             ( میفروش )


کلمات کلیدی: