ميخانه

شبی را بی می و معشوق به دشواری سحر کردم

در آن شب شگوه ها ازدوست با خون جگر کردم

خريدم  کنج  خلوت  را برای  روز تنهايی

که با حال  پريشانم  به ميخانه  گذر کردم

به  مينای  رقيبانم  فشاندم  درد شاهانه

ولی خودازمی وساقی درآن حالت حذرکردم

چو مست می شدند ياران شدم فارق ز عياران

ز برق چشم مه رويان احساس  خطر کردم

ميان جمع  مه رويان  پری رويی سيه مو بود

شدم  مدهوش مينايش  درون  او سفر کردم

نشستم  در کنار او شدم  مدهوش  خال او

دلم در اختيار او ، زين حالت  گذر کردم

سخن ازچين وماچين بود،گه ازخسرووشيرين بود

شب تلخم چه شيرين شد،بسی شور و شررکردم

 مرا مينای شهلايش ببرد هوش از سر وچشمان

ندانستم  که خوابم  يا  به  روياها  سفر کردم

منور روی ماه  او ،  به  مصداق  مه  کامل

تو گويی زين ره خاکی به افلاکان سفر کردم

جمالش فخر برليلی ، کمالش بر زليخا داشت

من مجنون  يوسف وار پرهيز از خطر کردم

                                                       ( ميفروش )

/ 61 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام خيلی عالی.خيلی عالی.راستشو بخواين من بايد به شما حسودی کنم .واقعا طبع شعری جالبی دارين. موفق باشی

abji lila

صبح بخير ايرانننننننننن. ببخشيد صبح بخير دوستانننننن.

abji lila

ميگما شما هم مديريتی تشريف ميارين سرکار ؟ واسه چی نيومدين کارت حضور و غیاب بزنيد هان ؟

1

حاضر. سلام. صبح بخير

beche

سلام دوستان .. منم اومدم ..راستی مامانی تو که ميدونی من هميشه ابروتو ميبرم ..برا چی گفتی بيام اينجا ....راستی بازم بيام؟؟؟

abji lila

سلام ننه . اوهوم که بازم باس بيايی مگه رفتنت دست خودته دههههههه بعدشم منم باهات میشوخم خووووو. شنیدم بازم رفتی دم دکون عباس قصاب -عصبانی/ سلام يک جونم . آخه ساعت يازده حاضری ميزنن ؟ بیا که میخوام باهات سیردل غیبت این داداش بیداد رو بکنم بلکه پيدا شه . وبلاگشو ول کرده به امون خدا .

abji lila

فراموشم چرا كردي؟ فتادم درهواي تو/زاحوالم نمي پرسي؟الهي من فداي تو/شكايت هاي قلبم را به پيش آينه بردم/نوشتم نامه با خونم ، فرستادم براي تو/فضاي چشم من ابري،كلاس درس من گريه/خيالم بي تو يخ بسته ،به دورم از صفاي تو/برايم چشم تو هرشب،هزاران قصه ميگويد/مرا درياب اين لحظه كه هستم همنواي تو .

1

بگوش هستم. چی شده؟ مثل اينکه بايد باز با ميفروش دعوا کنيم که ليلا خانوم را ناراحت کردند

abji lila

ببين تا اسمشو ميارم زودی پيدايده ميشه داداش بيداد رو ميگم معلوم نيست چه جوريا ظاهرميشه و چه جوریا هم غيب ميشه -تعجب- سلام يک جونم نه بابا دعوا چيه مگه من بچم دههههههه نبودش گفتم يواشکيش غيبتشو کنيم . خدارو شکر پيداش شد دل نگرونش بودم آخه . اينم که رفته صف نون هنوز نيومده عجيبه ها .

1

سلام. صبح بخير. احتمالا دزديده شده است.فکر ميکنم ايشان رونما می خواهند که به وبلاگ خودشان تشريف بيارند