تمنای وصال

 شوق تمنای وصال زان یار در سر داشتم

                                     آنچه که در سر داشتم ؛ از شوق دلبر داشتم

 دلبر مرا منع ام نمود از دیدن رخساره اش

                                     لیکن که بر ماه رخ اش ؛ آنی نظر بر داشتم

چون دورگشتم زو؛شدم ؛تنهاوبی کس درجهان

                                     کم شد مرا سو از دو چشم تا که نظربرداشتم

بنمود مرا او شمه ای از قدرت  افسون  خود

                                    خواندم کزاو افسانه ای؛ زانها که از برداشتم

یارم توای ؛زارم توای؛شمع شب تارم توایی

                                    گر لغزشی دیدی زمن ؛ عشق تو در سر داشتم

                                                                        میفروش

/ 96 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجذوب خورشید

در روز روشن ، در آسمان صاف و آفتابی ، به دنبال خورشید می گردیم .خورشید در مقابل ماست. او مارا احاطه کرده . به او می نگریم ، اما توهمات ، قضاوت ها ، تصورات و برداشت هایمان مانع از آن می شود که به این راحتی و آسانی به حقیقت دست یابیم . [گل]

1

سلام. خوبید؟ آقا شهباز! شما ازدواج نکردی دلیل بر این نمی شود که فرزندی هم نداشته باشید. به قول تبلیغات تلویزیون که می گوید"هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم" ما هم شما به فرزندی قبول کردید[خجالت][نیشخند] اصلا اگر دوست ندارید می رویم فرزند کسی دیگر می شویم[عینک] گل یخ کجا به سلامتی؟ [سوال] من را که خیلی خیلی دعا کنید[گل] بگذارید بیایم ببینم چه خبر است(فضولی[زبان])

1

دوستان گل یخ دارد می رود سفر. ما سوغاتی می خواهیم (شما بقیه اش را با داد و جیغ و هم ریتم من بیایید[نیشخند]) بچهههههههههههههههههههههههههههههههه می گوییم برای شما خوراکی بیاورند ولی من تسیح می خواهممممممممم[عینک] (میفروش این شکلک ها را بیشتر کننننننننننننن. سکوت و آن شکلک تخسه هست هااااااااا ، اینها را بگذار[گل][دست]

گل یخ

[خجالت]چشم حتما سفارشتون انجام خواهد شد یادداشت کردم [گل] یکی خوب و مهربون من دعا می کنم برای تمام بیماران ولی خداوند هرطور صلاح بدانند عمل خواهند کرد [خجالت]امیدوارم روی منه روسیاه رو بگیرند چون خودم هم برای دعای شفای بیمار دارم می روم که توسلی پیدا کنم[گل]

1

سلام. خوبید؟ شما بسیار محبت می کنید[لبخند] ولی من واقعا صلاح این مطلب را که خدا یک مریضی را شفا نمی دهد و با درمانهای سخت و طاقت فرسا و پرهزینه یک مریض را روبرو می کند و آخرش هم امیدی به شفای آن مریض به طور صد در صد نیست، نمی دانم. صلاح این که یک جوانی با هزااااااااااار آرزو برای خود و خانواده و فرزندش، با آن همه مهربانی که دارد، با آن دل پاکی که دارد و .... واقعا نمی فهمم! بگذریم بهتر است[خداحافظ]

متین

سلام حتما از خرابه های ایرانی هم بعنوان آثار میراثی ایران یاد خواهم کرد شما بنایی را عنوان فرمائید من خودم شخصا جزء عجایب هفتگانه عصر حاضر در وبلاگم خواهم کرد . ممنون از نظرتون .[گل][گل][گل][گل] شعرهای زیبایی نوشته اید احسنت [گل][دست][دست] من شما را با اجازتون لینک می کنم .

1

سلام. خوبید؟[گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و ایام به کام حکمت خداوند در خیلی جاها به ذهن و درک ما نمی رسه شاید خداوند بخواهد اون بنده ی خوب و پاک و مهربون رو آزمایش کنه مگه حضرت یعقوب رو امتحان نکرد ؟؟ مگه حضرت ایوب رو فقیر و درمانده نکرد ؟؟ وقتی همسر ایوب نبی شکایت کرد که چرا از خداوند نمی خواهی این بیچارگی را تمام کند ایشون گفتند سالها خداوند داده و من مصرف کردم حالا به قدر همون سالها نباید صبر کنم ؟؟ [خجالت]البته من و ماها نه پیغمبر هستیم و نه توان اون همه صبر داریم ولی حتما حکمت و صلاحی در کار هست و ما نمی دانیم [گل]انشاالله خداوند خودش سبب خیر برای همه فراهم خواهند کرد[گل]

1

سلام. خوبید؟ صلاح سختی روزگار را شاید بتوان حدس زد. مثل مشکلات اقتصادی، مثلبعضی از بلاهایی که سر انسانها می آید، ولی صلاح بیماری را هرگز قبول نمی کنم[چشمک]

1

مثلبعضی= مثل بعضی