خمار

تو آن چشمان شهلا را نمی دوزی به چشم من !؟

تو آن افسون دلها را نمی بخشی به چشم من !؟

تو آن نـرگس جـادو را  ، کجـــا کـردی خـمار ای دل!؟

تو آن عشق مسیحا را ،نمی بخشی به چشم من !؟

                                                                            میفروش

/ 130 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده از کلبه ی ویوارا

اینکه چشمش را نمی دوزد و دلش را نمی بخشد مهم نیست مهم این است که شما چرا آپ نمی گردانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سالی

من زنم هر صبح نشیند آتش خورشید در جانم پس من زنده ام هنوز در قلبم از رسیدن طوفان نشانه ایست...

سالی

ممنون از محبتتون شاد باشید

سالی

فريدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خويشتن شهـــــــريار به روز خجسته سر مهـــــــــر ماه به ســــــر بر نهاد آن کياني کلاه کنون يادگار است از او ماه مــــهر بکوش و برنج، ايچ منهاي چهـــــر جشن مهرگان جشن مهر و دوستی بر همه ایرانیان خجسته باد پایدار و برقرار ایران و ایرانی

هستی

سلام-همه چیز عالیه

فرشته

گفتی: هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم: اگه بارون نیومد چی؟ گفتی: اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمون گریش میگیره ... گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نذار گفتی: به چشم ... حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی زیبا بود .موفق باشی

عسل فومنی

سلام وبتون دیگه فسیل شده جواب نظرها رو هم که نمیدید