بهاری باش

شکوفایی گلها در گلستان

 شمیم گل میان باغ و بستان

 سرود شاد بلبل با هزاران

 دهد پندی مرا ، هان ای عزیزان !!!

  که طی شد فصل زیبای زمستان

  بود در پشت در  اینک بهاران

  بهاری  باش و نو شو ، نازنینم

  کدورت را رها کن- محبت را صدا کن -

   صفای روی مه رویان و ساقی

   وفایی بر غریب و آشنا کن

                           « میفروش »

/ 27 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه ی تنها

سلام خوبی؟ چه خبرا؟ بالاخره بعد مدتی آپ کردم خوشحال میشم به کلبه کوچولوم سر بزنی.... پیشاپیش عیدت مبارک سال خوبی داشته باشی.... بهاری باش و محبت را صدا کن....

فائزه ی تنها

سلام.... ممنون که به کلبه کوچولوی من افتخار دادی و سری زدی.... احتمال دادم که واسه عید نمی رسم آپ کنم و واسه همین گفتم زودتر بنویسم.... میرم اما زودی بر می گردم....ممنون از لطفت و شعر بسیار زیبایی که نوشتی.... بازم میگم عیدت مبارک باشه و سال بسیار خوبی در انتظارت باشه و خاطره های شادی از سالی که میره برات باقی بمونه .... همیشه موفق باشی و پیروز....

شیدا

سلام عزیزم ... دستات رو نذرم کن ، خیلی محتاجم پائیزم ، میریزم ، رو به تاراجم ... با این مطلب آپم ، سری بزن [گل]

پریشون

سلام دوست من از نظرت ممنون با نظراتت خوشحالم کن[لبخند]

Bluestar

وووی چه جوجویی. من امروز صبح عین این منظره رو دیدم. یک درختِ پر از شکوفه و یک گنجشک خوشگل که وسطِ شکوفه‌ها نشسته بود. فکرکردم اگردوربینم همراهم بود چه عکسِ خوبی می‌شد، ولی خب این‌جا سر کار به دلایل امنیتی نمی‌تونم دوربین همراهم بیارم![ناراحت] ولی جالبه‌ها. این دقیقن همون منظره‌ایه که صبح داشتم فکر می‌کردم چقده خوشگل می‌شه. شعری هم که نوشتین خیلی قشنگ و بهاریه. واقعن حقیقت داره که موقع بهار بلبل‌ها شاد می‌خونن. من همیشه حواسم به صدای پرنده‌ها هست. توی زمستون هم گه‌گاه می‌شه که صدای یک بلبل بیاد، ولی الان دیگه بلبل‌ها این‌جا رو که گذاشتن روی سرشون. امروزمرغ‌مینا هم دیدم، و از این پرنده‌ سیاها که تنشون زیر نور برق می‌زنه و سبز و بنفش می‌شه و خال‌خال‌های سفید دارن، اما اسمشون نمی‌دونم چیه. کفتر چاهی‌ها هم که پرنده‌ی مورد علاقه‌ی منه این روزا کمتر ترسو شدن و میان روی زمین کنار گنجشک‌ها نون می‌خورن. کلن حال و روز خوشیه، ولی کاش که این بهار توی دلِ ما هم می‌بود. ما البته خودم رو گفتم که دلم همچین شاد هم نیست... موفق باشید.

Bluestar

از میون همه‌ی شعرهای بهاری، اینو دوست دارم: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان می​فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد... الان یادم افتاد که مدت‌ها پیش این شعر رو برای یکی که دوست داشتم توی یک کارتِ خیلی ساده نوشته بودم...

گل یخ

[لبخند]سلام و روزگار به کامتان شیرین آخرین هفته سال را شروع می کنیم به امید آنکه خداوند در این روزهای پایانی سال قلم عفو و رحمت بر خطاهایمان کشیده و با دلی شاد و قامتی استوار به سال جدید هدایتمان نماید[گل] [گل]شاد و سلامت و سر بلند باشید [گل] [گل] میلاد نبی مکرم اسلام بر تمام عالم امکان فرخنده باد[گل]

گل یخ

[لبخند]از آشنایی بیشتر با شما سید بزرگوار بسیار خرسندم پس تا حالا من در تارنمای یه سید عزیز مطلب می نوشتم و خبر نداشتم ؟؟ امیدوارم همیشه میکده شما پر از شراب ناب عرفان و عشق باشه [گل]یاعلی[گل]

آزاده از کلبه ی ویوارا

از این قسمت خیلی خوشم اومد(( که طی شد فصل زیبای زمستان)) چون شما شاعروار به زمستان نگاه کردید و پیشوند به جای زیبا رو بهش دادید.آخه متاسفانه اغلب شاعر ها از زمستان به عنوان نماد سردی و سیاهی استفاده می کنند و این چیزیه که همیشه منو آزاد داده..آخه خدایی شما بگید مظلوم تر و معصوم تر و زیباتر از زمستان فصلی هست؟؟؟