ویلا با کلید

                            

 

 

                         

/ 34 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ABJI LILA

به به مي بينم كه ميوه فروشي هم باز كردين تو وبلاگ بي زحمت يه دوكيلو گلابي سه كيلو خيار واسه سالاد [قلب]اممممممم هلو نه نميخوام آخه خودم يه هلو تو خونه دارم[ماچ] كه دوسش ميدارم اسمشم حنانه است[نیشخند] اي بابا پس گوجه نياوردي حالا سالاد و با چي درست كنم[قهر] يكيييييييييي بچهههههههههههه بفرماييد ميوه [شوخی]واي واي واي اون جوجه رو مواظب باشين در نرن واسه ناهار امروز لازمشون داريم[شیطان]

ABJI LILA

به به مي بينم كه ميوه فروشي هم باز كردين تو وبلاگ بي زحمت يه دوكيلو گلابي سه كيلو خيار واسه سالاد [قلب]اممممممم هلو نه نميخوام آخه خودم يه هلو تو خونه دارم[ماچ] كه دوسش ميدارم اسمشم حنانه است[نیشخند] اي بابا پس گوجه نياوردي حالا سالاد و با چي درست كنم[قهر] يكيييييييييي بچهههههههههههه بفرماييد ميوه [شوخی]واي واي واي اون جوجه رو مواظب باشين در نرن واسه ناهار امروز لازمشون داريم[شیطان]

1

سلام. خوبید؟ میفروش این خانوم ما خیلی ژست دارند باید حتما کلا دربست باشد. هر وقت که نخواستید خودتان استفاده کنید و کلا در اختیار بود به بنده اطلاع بدهید (اگر قبول کرد دو تا کار می توانم بکنم. یکی اینکه یک طبقه را خودمان باشیم و یک طبقه دیگر را کرایه می دهیم[تعجب][چشمک] یا اینکه کل فامیل را دعوت می کنیم و می گوییم ویلای خودمان است و بروید حالشو ببرید[نیشخند]) لیلا خانوم سالاد که درست شد لطفا به من هم بدهید من سالاد خیلی خیلی دوست دارم. میفروش یک کمی هلو انجیلی و یک کم هم خیار برای ما بکش لطفا. ارزان حساب کن [زبان] بچه فکر کنم گلابی دوست داشته باشد[شوخی] راستی میفروش جنس این کلید از چیه؟ طلاست؟ اگر خواستیم برویم ویلا کلید را می دهی دست خودمان؟(کلید را می فروشیم پولدار می شویم[شیطان])

بچه

سلام افیششششش دایی من 7 سیخ جوجه نمیخواستم یه کم دلم درد گرفت 5 تاکافی بود ای ننه دلممممم[گریه][گریه] چرا [تعجب][تعجب]چرا من 7 تا جوجه خوردم ولی شش تاسیخ اینجاست [تعجب]دیدم یه چیزی زیره دندونم تقه کرد[گریه] یکی تو میگی با 3 کیلو هلو و 2 کیلو خیار دلم بهتر میشه؟؟ نننننننننننهههههه[گریه][گریه]مگه نگفتی خونه مردم تا میتونی بخور حالا چیکار کنم [گریه][گریه]ای دلمممممممممممم

1

سلام. خوبید؟ گفت بخور نگفت دور از جون خودت را بکش[ناراحت] بیا اینجا بهت شربت معده بدهم خوب شوی[چشمک][گل][خداحافظ]

ABJI LILA

بسه بابا بسه پاشيد بريد خونه هاتون اوووووووووووووووووو چه خبره كلي ريخت و پاش كردين ااااااااااااا هرچي اين صاب ويلا مهربونه شماها...... اي بابا اين جوجه ها رو من آوردم كه حنانه باهاشون بازي كنه سرگرم بشه نه اينكه شما اونا رو كباب كنيد[عصبانی] بميرم واسه جوجه ها[گریه] بچه نميري هييييييييييييييي[عصبانی] جوجه و هلو از خودت نيست كادون كه از خودته-ضرب المثل جديد- هوراااااااااااااااااااااااا هيچكي اداره نيومده [دست]

ABJI LILA

بسه بابا بسه پاشيد بريد خونه هاتون اوووووووووووووووووو چه خبره كلي ريخت و پاش كردين ااااااااااااا هرچي اين صاب ويلا مهربونه شماها...... اي بابا اين جوجه ها رو من آوردم كه حنانه باهاشون بازي كنه سرگرم بشه نه اينكه شما اونا رو كباب كنيد[عصبانی] بميرم واسه جوجه ها[گریه] بچه نميري هييييييييييييييي[عصبانی] جوجه و هلو از خودت نيست كادون كه از خودته-ضرب المثل جديد- هوراااااااااااااااااااااااا هيچكي اداره نيومده [دست]

ABJI LILA

بسه بابا بسه پاشيد بريد خونه هاتون اوووووووووووووووووو چه خبره كلي ريخت و پاش كردين ااااااااااااا هرچي اين صاب ويلا مهربونه شماها...... اي بابا اين جوجه ها رو من آوردم كه حنانه باهاشون بازي كنه سرگرم بشه نه اينكه شما اونا رو كباب كنيد[عصبانی] بميرم واسه جوجه ها[گریه] بچه نميري هييييييييييييييي[عصبانی] جوجه و هلو از خودت نيست كادون كه از خودته-ضرب المثل جديد- هوراااااااااااااااااااااااا هيچكي اداره نيومده [دست]

1

سلام. خوبید؟ لیلا خانوم ما که جوجه ای ندیدیم. همه را میفروش توی انباری قایم کرد بعدا خودشان کباب کنند[ناراحت] بچه جوجه و هلو با هم نمی سازد. دیگر نخور. جوجه ها را بده به من و هلوها را خودت بخور[نیشخند] راستی لیلا خانوم نمی خواستم به شما بگم ولی حالا که پای حنانه در میان است می گویم. من آن روز توی محوطه ویلا میفروش را دیدم که پای یک جوجه پر طلایی از جیبش زده بود بیرون. پرسیدم این چیه و ایشان گفتند جا سوییچیمه[تعجب][تعجب][تعجب][ناراحت] آخی پر طلاییه ([شیطان])

مهربانی

اللهم عجل لولیک الفرج چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ... دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی